اجتماع حقوق بشر

کوچ دسته جمعی‌ای که یک تراژدی اجتماعی است

وقتی یک هندو یا یک سیک در قانون اساسی افغانستان تنها به علت سیک بودن یا هندو بودن از حق شهروندی اش(حق نامزدی برای ریاست جمهوری) محروم می شود، جایگاه این اقوام شریف و زحمت کش را در جامعه ما ومیزان تبعیض نهادینه شده در ساختارهای این جامعه علیه آن ها را نشان می دهد. اتفاقن همین جایگاه تبعیض آمیز و محروم ساختن این مردم به علت باور دینی شان از یکی از حقوق اساسی شهروندی شان در قانون اساسی کشور، تبعیض اجتماعی علیه آن ها را رسمیت بخشیده است ونمادینه کردن جایگاه حقوقی نابرابر آن ها به عنوان شهروندان درجه دوم این سرزمین، نشانه ای روشن از قصه پر آب چشم وضعیت حقوقی و اجتماعی آن ها در جامعه ماست.
سیک ها و هندوها مانند بقیه مردم افغانستان مالیه می دهند، به لحاظ تاریخی ساکنان بومی این سرزمین اند و مردم ما از زحمات صادقانه آن ها به اندازه امکان حضورشان در تجارت و بازار بهره می برند، چرا جایگاه حقوقی شان برابر با بقیه مردم افغانستان نیست؟
مگر در اروپایی که به لحاظ تاریخی بستر آیین مسیح است دولت ها برای مسلمانان عبادت گاه نمی سازند؟ آیا امروز شهرداری لندن که یکی از کلیدی ترین سمت های اداری و سیاسی در بریتانیا است در دست یک مسلمان نیست؟ در انتخابات اخیر امریکا شماری از برنده گان کرسی های پارلمان ایالتی مسلمانان مهاجر بودند.
در قوانین اساسی این کشورها باورهای دینی، شرایط بهره مندی از حقوق مدنی و سیاسی نیستند، بلکه با حرمت گذاشتن به همه ادیان، شایسته گی و میزان وفاداری به دولت و میزان خدمت گزاری به آن کشورها را شرایط بهره مندی از حقوق سیاسی تعیین کرده اند.
قصه تبعیض علیه مهاجران در اروپا و سایر نقاط جهان نیز ریشه در کردارهای ما و تصویری دارد که خود از خویشتن ساخته و پرداخته ایم. در هند مسلمانان در اقلیت اند، اما جایگاه حقوقی برابری در قانون اساسی هند با سایر مردمان هند دارند، عبدالکلام رییس جمهور فقید هند یک مسلمان بود، شماری از وزیران کابینه حکومت های هند مسلمان ها بوده اند و همه، صرف نظر از باورهای دینی ای که دارند برای هندوستان خدمات شایسته ای انجام داده اند.
من شخصن برای کوچ دسته جمعی هم وطنان هندو و سیک ام از افغانستان بسیار غمگینم، چرا که این کوچ در کنار بعد حقوق بشری آن برای همه آنانی که بیرون از افغانستان زندگی می کنند مایه شرمساری است و خود اشارتی است به وضعیت جامعه ای که در مسیر سیری قهقرایی قرار گرفته است، اما اگر این عزیمت جمعی تراژیک، نقطه پایانی بر رنج های این هم وطنان زحمت کش ما باشد در دل از آن خشنودم، حداقل کودکان آن ها دیگر آن گونه ای که در کوچه های سرزمین آبایی شان مورد سخت ترین تبعیض ها قرار می گرفتند محرومیت را تجربه نمی کنند و در جامعه ای انسانی با عزت نفس بزرگ می شوند و به عنوان انسان هایی دارای کرامت انسانی ای که شایسته آن اند توانایی هایشان را شکوفا می کنند.
ما ظرفیت آن را نداشتیم که بگذاریم نشاط و زیبایی فرهنگ این هم وطنان ما بخشی از فرهنگ ملی ما باشد و توانایی انسانی و توام با صداقت آن ها بخشی از انرژی عظیم ملی ما برای تغییر وضعیت رقت بار جامعه ما.
نوت:
هرچند همه مردم افغانستان در اندازه هایی از تبعیض و محرومیت رنج می برند، اما این تبعیض از نوع خاص است و باید به گونه خاص مورد بررسی قرار گیرد، قصه ها و افسانه های آبکی و دل خوش کن با این قضیه ربطی ندارند.

نویسنده:مجیب مهرداد