آزادی بیان

بلخ و کلاینتالیسم سیاسی در رسانه ها و نهاد ها

نویسنده: مجیب‌الرحمن اتل

من چند سال قبل برای اولین بار و بعد از برگزاری مراسم نوروز، به محفل شبانه جشن نوروز که در هوتل الماس شهر مزارشریف توسط والی بلخ عطا محمد نور تدارک دیده شده بود اشتراک کردم. در این محفل بر علاوه آواز خوانی، رقص سماع و تمجید و تحسین از علمکرد پولیس هنگام برگزاری جشن نوروز، منسوبین امنیتی نیز مورد تشویق مالی والی بلخ قرار گرفتند.

تا اینجا به نظر من چیزی غیر معمول رخ نداده بود ولی زمانی بیشتر متعجب شدم که به خبرنگاران همچنان به بهانه ی این که در جریان جشن نوروز فعالانه خبر رسانی کرده اند تحفه های گران قیمت داده شد. برای چند تن از خبرنگاران حتی کمپیوتر های (لب تاپ) در نظر گرفته شده بود که با مباهات از دستان والی بلخ و همکاران او تحویل گرفتند. این کار با وجود این که خلاف اصول پذیرفته شده ی اخلاق خبرنگاری است هیچ گاهی و در هیچ جایی حتا توسظ آنهایی که خود را در ولایت بلخ خبرنگاران حرفه ای معرفی می کردند آشکارا مورد نقد قرار نگرفت.

از آنجا که تحایف و هدایا می تواند بر بیطرفی خبرنگار اثر بگذارد توسط اولین اعلامیه ی فدراسیون بین المللی ژورنالیست ها (آی اف جی) که در سال ۱۹۵۴ صادر شده مورد توجه قرار گرفته است. بنآ گرفتن هدایا که می تواند خبرنگار را برای دستکاری و تحریف اطلاعات به سود اهدا کننده تشویق کند تخلف جدی اصول اخلاقی خبرنگاری پنداشته می شود و از همین رو بسیاری از خبرنگاران حرفه ای بنگاه های مهم خبری از گرفتن هدایا جدآ امتناع می ورزند. عدم رشد و توسعه ی ژورنالیزم منحیث حرفه ای مستقل و استفاده ابزاری از آن از مواردی است که اطلاع رسانی بیطرفانه در افغانستان را با مشکل روبرو ساخته و با سادگی خبرنگاران کم تجربه را در تیر رس سیاستمداران قرار می دهند.

رسانه های که توسط سیاستمداران افغانستان تمویل می شوند در یک رابطه ی مستقیم کلاینتالیستیک با برگردانندگان آنها قرار دارند و آشکارا بدون در نظرداشت معیارهای حرفه ای در راستای تبلیغ و به کمال رساندن اهداف سیاسی این سیاستمداران فعالیت می کنند. در چنین شرایط کار و فرصت برای رسانه های مستقل در افغانستان که بازتاب دهنده حقایق و تفکر انتقادی هستند دشوار می شود. ولایت بلخ که در چند سال اخیر، بسیاری آن را الگوی از حکومت داری خوب و آزادی ها ی مدنی می شمارند، متاسفانه فضای آن از درون بسیار دموکراتیک به نظر نمی رسد. نشر گزارش دیدبان حقوق بشر در مورد نقض حقوق بشر توسط عطا محمد نور حدود دو سال قبل با اشاره به یکی از اسنادهای سری (محرم) ناتو و بازتاب آن در روزنامه های معتبر جهان و از جمله اشپیگل باعث شد که روابط عطا محمد نور با نیروهای بین المللی مقیم مزارشریف و بخصوص آلمانی ها برای مدتی سردتر شود.

او بعدآ در حمایت از خود با کمپاین جمع آوری یک میلیون امضا سعی کرد تا نسبت به این گزارش و بازتاب آن در رسانه های جهانی واکنش نشان دهد. ذهنیت سطله جویانه سیاستمداران افغان که ناشی از قدرت غیر دموکراتیک آنها می شود متاسفانه در سطوح مختلف تا هنوز مشهود است. آنچه که سپنتا همچنان در کتاب خود (سیاست افغانستان، روایتی از درون) به عصبانیت مکرر آقای کرزی نسبت به نقد و نحوه ی برخورد بی باکانه رسانه های امریکا نسبت به او و خانواده اش اشاره می کند.

سپنتا تذکر می دهد که کرزی از نقد رسانه های امریکایی همیشه عصبانی بود و بالاخره در یکی از دیدار ها با بارک اوباما از رسانه های امریکایی شکایت کرد ولی در جواب او گفته شد که رسانه ها در آمریکا آزاد اند و آنها نمی توانند در این مورد مداخله کنند. اما در افغانستان نه تنها رسانه ها بلکه نهاد هایی که ادعای فعالیت های مدنی و دفاع از حقوق شهروندی دارند متاسفانه از عدم استقلالیت رنج می برند. شاید تازه ترین مثال آن گزارش نهادی بنام (سازمان اجتماع جوانان توانمند) است که در رابطه با برکناری عطا محمد نور و تاثیرات آن بر شمال کشور تحقیق کرده است. از آنجا که جای پژوهش و تحقیق علمی و تجربی در افغانستان بسا خالیست، چنین تحقیق می تواند در ذات خود دارای اهمیت باشد. ولی طوریکه اجرا کننده اصلی تحقیق مورد الطاف والی بلخ قرار دارد و نتیجه تحقیق همان است که همه میدانند که برکناری یک طرفه و بدون رضایت آقای نور می تواند باعث تنش و بی ثباتی در بلخ شود، چیزی جدیدی ارایه نمی کند.

بنآ این تحقیق را نمی توان جز تبلیغ سیاسی و حرف دلخواه و همیشگی والی بلخ چیزی دیگری یافت. دانشجویان و آنهایی که خارج از افغانستان در رابطه با افغانستان تحقیق می کنند و فرصت مشاهده و مصاحبه برای تحقیق عملی در افغانستان را ندارند می دانند که پژوهش های دست اول تا چه حد برای آنها حایز اهمیت است. ولی متاسفانه آنهایی که با پس زمینه های چنین پژوهش ها آشنا نیستند می توانند به نتیجه گیری های خیلی یک طرفه و سوبژکتیو سوق داده شوند. پژوهش اگر چیزی نو ارایه نکند دارای اعتبار اکادمیک نیست. به همین دلیل در دانشگاه های آلمان، زمانی که نتیجه تحقیق کاملآ روشن است به شما اجازه تحقیق داده نمی شود چون هدف تحقیق همیشه بازتولید دانش و بینش است مگر این که (شیر گاو سفید است) را خلاف آن ثابت کنیم.

در غرب احزاب و نهاد ها با برگزاری سیمنارها، ورکشاپ ها، کنفرانس ها، نشر رساله ها و تحقیقات و قرار دادن آن روی ویب سایت های مربوط این نهاد ها، بطور فعالانه به بازتاب افکار و فعالیت خود می پردازند. در افغانستان نه تنها سیاسیون بلکه احزاب و نهاد ها بیشتر دچار روزمرگی اند. بطور مثال اگر شما روی ناسیونالیسم و جایگاه قهرمان ملی در افغانستان تحقیق کنید ناگزیزید سری به ویب سایت بنیاد احمد شاه مسعود بزنید اما با تمام پر مدعا بودن این بنیاد، با تعجب بیشترین بخش های مربوط به گزارش ها، تحقیقات و کتاب های منتشر شده در مورد احمد شاه مسعود را خالی میابید. وضع ویب سایت متعلق به آقای نور هم چنین است.

به جای برنامه های هدفمند حزبی، آنچه ارایه می شود محدود است به چند گزارش شعار گونه و عکس های فیسبوکی از طریق خود و یاهم شبکه های وابسته به این سیاستمداران. ریشه گرفتن رابطه های کلاینتالیستیک و مناسبات ارباب-رعیت در رسانه ها و نهاد هایی که خود می توانند برای نهادینه سازی ارزش های دموکراتیک موثر باشند، برای ترویج ارزش های دموکراتیک جدآ زیانبارند.