آزادی بیان

دلیل وضع محدودیت ها علیه رسانه های همگانی چیست؟

امروز کشورهای مقتدرجهان، آزادی بیان را به حیث مهمترین رکن اساسی دولت ومهمترین ویژگی برای جوامع دموکراتیک دانسته اند. آنها معتقد اند که بهترین روش برای کشف باورها، تشخیص نیازمندیها، و دریافت خطاها وانتقادها، آزادی بیان و آزادی رسانه ها است. این آزادی ها به شهروندان کشورها فرصت میدهد تا دیدگاه ونظریات ایشان را آزادانه بیان نمایند، دربرابر نارسایی ها، نارضایتی های ایشان را ابراز نمایند و ازعملکرد حاکمان درسطوح مختلف آگاهی حاصل نموده به اطلاعات بیشتر دسترسی پیدانمایند.

مبتنی براین اصل، قانون اساسی افغانستان در ماده سی وچهارم آن، آزادی بیان را از تعرض مصؤن دانسته و به شهروندان افغانستان حق میدهد تا فکر خود را به وسیله گفتار، نوشته، تصویر و یا وسایل دیگر، اظهار نمایند. درعین حال، قانون رسانه های همگانی افغانستان، مهمترین اهداف این قانون را درماده دوم اش، ترویج وتوسعه رسانه های همگانی، آزاد، مستقل وکثرت گرا، گسترش وحمایت از حق آزادی فکر وبیان، فراهم کردن زمینه مناسب برای ابراز فکر واحساس اتباع کشور توسط گفتار، نوشته، رسم، تصویر، نمایش وسایرحرکت های علمی، ادبی وهنری میداند.

آزادی بیان و آزادی رسانه های همگانی، بهترین روش برای ایجاد حس مسؤلیت پذیری، افزایش سرعت درامر خدمت گزاری، ایجاد کیفیت درحکومتداری وبهترین زمینه ساز برای نهادینه شدن دموکراسی میباشد. این آزادی بیان و آزادی رسانه ها است که ازیکطرف دولت هارا متوجه خلاها، کاستی ها، وبی برنامه گی های آنها میسازد، ازطرف دیگر، رهبران وحاکمان را کمک میکند تا ضرورت ونیازمندی های جامعه را به آسانی وارزانی درک نموده ازطریق حکومتداری بهتر، پایه های حکومت هارا مستحکم سازند.

برعکس کشورهای جهان، اقدامات أخیر حکومت وحدت ملی مبنی بر وضع قیودات علیه بیان افکار، و وضع محدودیت ها علیه رسانه های همگانی، آغازگر صفحه جدید برای تضعیف دموکراسی، نابودی باورمندی و باعث افزایش خیال های دیکتاتورانه خواهدبود. این عملکرد حکومت وحدت ملی، ازیکطرف نقض آشکار احکام قانون اساسی وقانون رسانه های همگانی افغانستان بوده از طرف دیگر، تلاش برای حفظ آبرو ومنافع حاکمان حکومتی بوده است.

پوشیده نیست که اخیرأ، رسانه های همگانی افغانستان، فساد، فحشأ، معامله، چوروچپاول، اختلاس واکثرأ قانون شکنی ها و وحشت آفرینی های شرکای قدرت و مامورین عالی رتبه حکومت وحدت ملی را همگانی ساخته چهره واقعی و ماهیت اصلی ایشان را به جهانیان به نمایش گذاشته است. درطول تاریخ افغانستان، این اولین باراست که ابتکار عمل به دست رسانه های همگانی افتاده و رهبران بُزدل، سُست عنصر واستفاده جو را شدیدأ به لرزه انداخته است. آنها میدانند که تداوم این حالت، بدون شک به فروپاشی دستگاه حکومت وحدت ملی خواهدانجامید و یگانه راه توقف افشأ سازی و روشن ساختن چهره های واقعی وماهیت اصلی آنها، توقف ویا وضع محدودیت ها علیه رسانه های همگانی خواهدبود.

ازاینرو، آزادی ستیزان و حاکمان فسادپیشه که کوچکترین عقیده به دموکراسی، مردم سالاری، قانون محوری و آزادی بیان ندارند، باید بدانند که سرکوب باورها، توقف افشأگری ها ومحدودیت آزادی بیان و رسانه ها درقدم نخست، نفرت وانزجار ملت افغانستان علیه حکومت وحدت ملی را به شکل بی سابقه افزایش خواهد داد و ازطرف دیگر، موج از انتقادها، بی باوری ها وسروصداهای جامعه جهانی را نیز به دنبال خواهدداشت.

نهایتأ، جستجوی حقایق، افزایش سطح آگاهی عامه و ترویج فرهنگ استفاده از رسانه های همگانی، افغانستان را درمسیر روشنگری وروشن اندیشی قرار داده است. بنأ، رهبران حکومت وحدت ملی، بجای سرکوب آزادی بیان و آزاد اندیشی، باید ازاین فرصت طلایی استفاده نمایند و ازطریق گسترش فعالیت رسانه های همگانی و احترام به آزادی بیان، نیازمندی های ملت را درک کنند، عرضه خدمات را بهترسازند ودسترسی به نهادهای عامه را نیز سهولت بخشند. درخاتمه، این کار باعث میشود تا فاصله ایجاد شده میان ملت وحکومت، ازطریق شفافیت، حسابدهی ومسؤلیت پذیری، کاهش یابد و ازطریق حکومتداری خوب، تأمین حاکمیت قانون، وتأمین عدالت اجتماعی، افغانستان را درمسیر رشد، شگوفایی وترقی سوق دهد.

نویسنده: محمد جواد رحیمی