سیاست

نگاهی به جایگاه قانونی ائتلاف سیاسی  نجات افغانستان

بهتراست که مقاله را اینگونه آغازنمایم که اشرف غنی احمدزی وعملکردهای فراقانونی وی باعث ایجاد و افزایش هرج ومرج ونهایتأ باعث ایجاد ائتلاف سیاسی نجات افغانستان شده است. چون آقای احمدزی براساس یک ضرورت وتوافق سیاسی به عنوان ریس جمهور کشور تعین شده است، مشروعیت وتداوم حکومتداری اش وابسته برانجام مکلفیت های سیاسی اش میباشدکه تفصیل موضوع را اینگونه بیان میکنم.

مطابق ماده شصت ویکم قانون اساسی افغانستان، رئیس جمهور با کسب اکثریت بیش از پنجاه فی صد آرای رای دهندگان از طریق رأی گیری آزاد، عمومی، سری و مستقیم انتخاب می گردد. به منظورتحقق مواد قانون اساسی، درسال ۱۳۹۳ انتخابات ریاست جمهوری میان اشرف غنی احمدزی وعبدالله عبدالله صورت گرفت اما براساس تقلبات گسترده، نتایج انتخابات به چالش کشیده شد. بعدازکشمکش های زیاد، ایالات متحده آمریکا که یکی ازمتحدین وحامیان مالی ومهم برای دولت افغانستان به شمارمیرود، ازیک طرف، رفع جنجالهای انتخاباتی را یکی ازمسؤلیت هایش دانست واز سوی دیگر، برای حضوروتداوم فعالیتهای ایشان، درافغانستان نیازمند یک حکومت واداره بودند. فلهذا ایالات متحده آمریکا، برای تحقق این دوشرط درپی حل مشکلات انتخاباتی، عملأ دست بکارشد.

جان کری وزیرامور خارجه ایالات متحده آمریکا بعد از گفتگوی های طولانی و پی درپی با اشرف غنی احمدزی وعبدالله عبدالله بلاخره بُن بست انتخاباتی افغانستان را شکست و از توافق دو تیم انتخاباتی برای تشکیل حکومت وحدت ملی خبرداد. تعین اشرف غنی احمدزی به حیث ریس جمهور، براساس یک ضرورت وتوافق سیاسی  و به ابتکار جان کری صورت گرفت. اشرف غنی احمدزی که درمغایرت با مواد قانون اساسی افغانستان و براساس توافق سیاسی به عنوان ریس جمهور برگزیده شد، مکلفیت های سیاسی وی درقبال شریک سیاسی اش (عبدالله عبدالله) مهمترین رکن برای مشروعیت و تداوم حکومت وحدت ملی بشمارمی رفت. اما آنچه که تا امروز از سوی اشرف غنی احمدزی صورت گرفته است، بیانگر تک تازی ها، انحصارگری ها، قومی سازی ها وخلاف ورزی های سیاسی وقانونی آقای احمدزی را به اثبات میرساند. این توافق شکنی ها وبرتری جویی های اشرف غنی ازیکطرف جنگ وناامنی، فقروبیکاری را افزایش داده است ازطرف دیگر، رسم وارزشهای سیاسی را به شکست مواجه ساخته است. آنهم بطور فزاینده ای که شرکای سیاسی ومتحدین دیروز اش را ناراض وبه مخالفین امروزی اش مبدل کرده است آنچنان که اخیرأ بنابرعدم صداقت، پابندی وبرتری جویی آقای احمدزی، ائتلاف سیاسی نجات افغانستان ایجادگردید.

ائتلاف جدید نجات افغانستان میان احزاب جمعیت، وحدت وجنبش مشخصأ نتیجه سیاست ناباوری های اشرف غنی احمدزی است که رقیبان اش میخواهند ازطریق سیاسی، انحرافات وعهدشکنی های آقای احمدزی را متوقف ساخته افغانستان را درامربیرون رفت ازچالشهای موجوده یاری رساند. اما آنچه که دست وپاچگی ارگ ونزدیکان آقای احمدزی خوانده میشود اینست که به اشکال مختلف این ائتلاف را تخریب نموده آنرا یک حرکت قومی وسمتی جلوه دهند. این درحالیست که حتی برخی ازمامورین قوه مقننه به شمول ریس مجلس سنا، کناره گیری ازپست های دولتی تشکیل دهندگان این ائتلاف راخواسته اند اما بی خبراز این که درهیچ بخشی ازقوانین افغانستان ذکرنشده است که افراد و اشخاصی که می خواهند ائتلاف سیاسی ایجاد کنند باید از موقف حکومتی ایشان استعفأ دهند.  بهتراست موضوع را به اینگونه شرح دهم.

ائتلاف، یکی از واژه های سیاسی است که مفهوم ومعنی اش جز تجمع، باهم آمدن، موافقت نمودن وپیوستن چیزی دیگری بوده نمی تواند. دربُعدسیاسی، ائتلاف به معنی موافقت و پیوستن چند حزب و یا شخصیت سیاسی روی موقف و دیدگاه مشخص و برای حصول خواسته های قانونی احزاب و رهبران سیاسی می باشد. ائتلاف میتواند کوتاه مدت و یا دراز مدت بوده و در سطوح ملی و بین المللی مورد استفاده قرار گرفته است. ائتلاف های که به سطح ملی ایجاد شده است را می توان به ائتلاف ها و پیوستن های احزاب وشخصیت های سیاسی افغانستان قبل از انتخابات نام بُرد. ائتلاف به سطح بین المللی زمانی صورت می گیرد که تعداد ازکشورهای جهان برای حصول اهداف مشخص، با امضای توافق نامه رسمی باهم پیوسته وهمکاری های ایشان را الی تأمین مقاصدایشان تداوم میبخشند که ائتلاف جهانی مبارزه باتروریزم را میتوان یکی از ائتلاف های بین المللی نام برد که افغانستان محوریت این ائتلاف بین المللی را تشکیل داده است.

این درحالی ست که ائتلاف نجات افغانستان برای نهادینه شدن دموکراسی یک عملکرد مثبت تلقی گردیده و جایگاه حقوقی آن محفوظ بوده می تواند. ماده سی وپنجم قانون اساسی افغانستان بیان میکند “که اتباع افغانستان حق دارند به منظور تامین مقاصد مادی و یا معنوی، مطابق به احکام قانون، جمیعت ها تاسیس نمایند”. درفرهنگ دهخدا، جمعیت به معنی گردهم آمدن و همگروه شدن را گوید دقیقأ آنچه که ائتلاف افاده مفهوم می کند.

درعین حال، مواد و یا احکامی درقوانین افغانستان وجود ندارد که تشکیل دهندگان ائتلاف های سیاسی را مجبور به ترک وظایف دولتی ایشان کند. ازاین رو، ادعای ریس مجلس سنا و سایرمنتقدین این ائتلاف سیاسی، جزبی خبری از قوانین، عقده مندی با رهبران این ائتلاف و تخریبکاری این حرکت سیاسی چیزی دیگری بوده نمی تواند.

درشرایط فعلی که درافغانستان تمامی فعالیت های سیاسی وحکومتی متکی برارزش های قومی وسمتی استوارشده است، وهیچ امری ازعینک قوم وسمت خارج نبوده است، این ائتلاف سیاسی که رهبران آن ازیک سمت و جغرافیا هستند چگونه می توانند باتوطیه های ارگ نشینان و حامیان آن مبارزه کرده و به خواست های ایشان دست یابند. بدون اندک ترین تأملی، می توان گفت راه شانس برای پیروزی ندارند اما جواب منطقی این سوال، راه حل را ساده بیان نموده است. اگراین ائتلاف آنگونه که نجات افغانستان را سرمشق تحرک ایشان قرار داده اند، درپی نجات افغانستان باشند، ابتدأ باید شکل مثلث ایشان را به مربع تبدیل نمایند. در کناراقوام تاجیک، ازبیک وهزاره، رهبران نیک نام و ملی اندیش ازاقوام پشتون وغیرپشتون را نیزشامل دایره رهبرآن نموده متکی به منافع ملی، بسیاربه سادگی خواسته های ایشان جامه عمل خواهدپوشید. همه شمول بودن این ائتلاف، موج ازحمایت های ملی وبین المللی را درقبال خواهدداشت. هنوز که ازایجاد این ائتلاف زیاد نگذشته است، روزنامه واشنگتن پست که بتاریخ اول ماه جولای امسال نشرشد، ایجاد این ائتلاف را یک طوفان سیاسی لقب داده علل ایجاد آنرا تک تازی های اشرف غنی احمدزی نامبرده است. تک تازی ها وبرتری جویی هایکه اخیرأ انتقادهای سازمان ملل وسایرکشورهاونهادهای دخیل درقضایای افغانستان را به دنبال داشته است.

نهایتأ، دلایل این همه سیاست ناباوری ها، و وقت گذرانی های آقای احمدزی دال براین است که موصوف، همانگونه که بیشترین دوران عمراش را دربیرون ازکشورسپری کرده است، پست توافقی ریاست جمهوری را یک امتیاز دانسته به اشکال مختلف وازطروق مختلف درجستجوی آنست که درصورت امکان، دوره دوهم اش را نیزبه حیث ریس حکومت حفظ کند. ازهمین رو، آقای احمدزی به هیچگونه توافق وپیمان سیاسی پابند نبوده وهرعمل که در ذهن خودش، اورا برای بودن درکرسی برای باردوم کمک میکند، بدون تفکروتأمل اقدام برانجام آن میکند. اثبات این موضوع را دربُعدسیاسی، به پیمان شکنی هایش با نماینده ارشدحکومت دربخش اصلاحات اداری، عدم صداقت وپابندی درمذاکرات با والی بلخ، وعدم ایستادگی درتوافق باریس اجراییه دانست آنچه که درتاریخ سیاسی افغانستان اینگونه خلاف روی صورت نگرفته بود. دربُعداقتصادی، فروش زمین هابه نرخ کچالو، انحصار قراردادها درارگ، امضای قرارداد پانزده میلیون دالری باشرکت لبنانی وسایرحرکت های غیرقانونی آقای احمدزی بیانگراینست که موصوف تفکروتأمل اش را فقط روی یک نکته معطوف نموده است وآنهم یارگیری های مقطعی، مؤقتی وسیاسی برای بودن درکُرسی ریاست جمهوری وممکن برای حفظ این مقام برای باردوم میباشد وبس.

نکته أخیر این که، بعد از این همه رسم شکنی ها، قانون شکنی ها، سیاست گریزی ها و بی قولی های آقای احمدزی، افغانستان بیشتر از بیش زیانمند خواهد شد چون آقای غنی محل بود و باش مصؤن، لذت بخش وآرام در اختیار دارد. روی همین دلیل، ازهیچ گونه سعی وتلاش ولو خلاف ارزش های قانونی وسیاسی هم باشد، دریغ نمی کند چون درختم ماموریت، ازهمه ای دغدغه های افغانستان و ملت مظلوم آن، باهمان یک جوره لباس که برتن دارد دوباره رهسپارکشورش خواهدشد. پس ملت افغانستان و ائتلاف های سیاسی باید ملی گرا، فراقومی، و متکی برارزش های اسلامی وبشری باشند تا جلواین همه زیان وضررهای خطرناک وزیانبار را بگیرند ونگذارند که افغانستان بیشترازاین قربانی اشخاص مجهول الهویت وخارجی وعملکردهای فراقانونی آن ها نشوند.

نویسنده: محمد جواد رحیمی

درباره نویسنده

admin-momtaz

admin-momtaz

۱ نظر

برای ارسال نظر کیک کنید

  • مسایل را بطور توصیفی شرح داده است. دیدگاه اصلی این است که اگر این ائتلاف برای یک هدف سیاسی بزرگ ساخته شده است, بدون هراس از آینده و مشکلات که سر منشأ آن ممکن وسوسه باشد؛ داخل میدان مبارزه سیاسی شوند. هر مبارزه سیاسی مخالفان و موافقان خود را داشته و بدون اینکه از عدم موجودیت یک قوم رنج ببرند این را یک فرصت تاریخی دانسته تلاش نمایند تا این اقوام برابر و برادر که همه مظلومان تاریخی این سرزمین اند؛ تابو اکثریت، برادر بزرگ و صاحب بودن را شکسته و سر مشق یک فرایند نوین سیاسی در این کشور فلاکت زده شوند. ما شاهد هستیم که همین اشرف غنی برای انزوای سیاسی تاجیک های پارسی گوی خراسانی, یک برنامه وسیع را قبل از ورودش به ریاست جمهوری اتخاذ نموده بود و با گزینش هزاره و اوزبیک در کنار خودش که یک افغان(پشتون) بود ساختار مثلثی قدرت را شکل داد بدون اینکه در باره سرنوشت سیاسی یک قوم بزرگ توجه نماید و این برنامه های اصلی این قوم بوده و هر از گاهی بدنبال بازی های سیاسی و زدو بندهای موقتی برای انزوای این اقوام میباشند. اگر این مثلت شکل گرفته و متعهد برای مبارزه سیاسی بوده؛ هراس از مثلثی بودن خود نداشته باشد و سخت و هدفمند برای حصول قدرت سیاسی پیش بروند و قطعاً پیروز اند.
    مشکلات افغانستان یک مشکلات ساختاری- ذهنی بوده و این جز با اصلاح روانشناختی مردم و ایجاد ساختارهای جدید ممکن نمیشود.