سیاست

رد پای خانواده در حکومت‌داری افغانستان

جوش پارتلو در تازه‌ترین کتاب‌اش ” خانواده کرزی، و سیه‌روزی افغانستان” به نقش خانواده کرزی در حوزه جنوب و نفوذ آن‌ها در تعاملات سیاسی افغانستان می‌پردازد. او با جزئیات از قضایایی چون غصب زمین‌های شیرپور، مناقصه فابریکه سمنت غوری ولایت بغلان که در آن محمود کرزی برادر حامد کرزی برنده اعلام می‌شود و یا از سهم محمود کرزی مانند شریک تجاری‌اش آقای حسین فهیم در قضیه کابل بانک که مورد پیگرد قرار نمی گیرند، پرده بر می‌دارد.

آنچه را آقای جوش پارتلو بازگو می کند در حقیقت نقش خانواده و روابط خانوادگی در تعاملات سیاسی افغانستان و پیامدهای مخرب آن بر حکومت‌داری خوب است. از آنجا که استخدام در ادارات دولتی افغانستان بیشتر بر مبنای روابط خانوادگی و خویشاوندی استوار است، این امر نه تنها باعث نقص در ارائه خدمات دولتی شده بلکه یکی از دلایل مهم گسترش فساد و بوجود آمدن فرهنگ معافیت از مجازات هم شده است.

دانشمندان حوزه سیاست افغانستان، روابط خانوادگی و خویشاوندی را یکی از عناصر مهم فرهنگ سیاسی افغانستان می‌دانند که در یک و نیم دهه اخیر رشد بی‌سابقه و زیانباری داشته و بسیاری از سیه‌روزی‌های افغانستان را می‌توان از این منظر نگریست. طوری که استخدام و انفکاک کارمندان دولت بدون اغراض سیاسی، نه تنها اینکه یک امر معمول پنداشته می‌شود، بلکه خود گامی است به سوی حکومت‌داری خوب و شایسته که توسط حکومت های پاسخگو برداشته می شود. اما در افغانستان، افراد وقتی در مهم‌ترین و کلیدی‌ترین پست‌ها و موقف‌ها نمی‌توانند کار موثری برای مردم انجام دهند، پست‌های تشریفاتی که بر مبنای مصلحت‌های سیاسی بودجود آمده اند هرگز نمی‌توانند موثر واقع شوند.

از جمله “نماینده ویژه رئیس جمهور در امور اصلاحات و حکومت‌داری خوب” در جمع همین پست‌هایی بود که در راس آن آقای احمد ضیا مسعود قرار داشت. عزل احمد ضیا مسعود توسط رئیس جمهور بیشتر از همه واکنش فوری آقای عطا محمد نور والی بلخ را در قبال داشت. او در پیامی در صفحه فیسبوک‌اش آقای مسعود را از اعضای “خانواده قهرمان ملی” خواند و از آقای عبدالله خواست تا در رابطه با عزل احمد ضیا مسعود توضیح دهد. این منطق آقای نور که خود در موقف والی ولایت بلخ توأم با کشمکش‌های سیاسی برای چندین سال باقی مانده است حکایت از درک نادرست او از ذات و فلسفه “حکومت و حکومت‌داری دموکراتیک” می‌کند. به نظر آقای نور احمدضیا مسعود بخاطر این‌که متعلق به “خانواده قهرمان ملی” است باید عزل نمی‌شد و در این پست بدون کوچک‌ترین موثریتی برای سالیان متمادی باقی می‌ماند.

آنچه را این طرز برداشت در عرصه سیاست افغانستان نهادینه می‌سازد در حقیقت مافوق‌ستیزی، پشت پا زدن به سلسله مراتب، تضعیف حکومت و ترویج انارشیزم است. اما عزل احمد ضیا مسعود توسط رئیس جمهور این‌که بر چه مبنای صورت گرفته می‌تواند بحث جدایی باشد ولی پیام آن روشن است. اول این‌که نصب وعزل امری معمول در حکومت‌داری خوب شمرده می‌شود و بر همه قابل تطبیق است. دوم این‌که موقف دولتی سهمیه میراثی و خانوادگی افراد نیست تا هر طوری که بخواهند بر شانه‌های مردم سوار باشند و حکم برانند. سوم اینکه مردم باید بیاموزند که آن‌ها تنها در سایه‌ی یک دولت مقتدر به رفاه کل جامعه می‌رسند نه در سایه‌ی سیاستمدارانی که به فربه شدن سیاسی خود می‌اندیشند و حکومت را هرازگاهی به چالش می‌کشند. در غرب که سیاستمداران آن نه بنام دین و نه هم جهاد، از کسی باج می‌گیرند، هرگاه به بن بست می‌رسند استعفا می‌دهند و جای خود را برای کسانی خالی می‌کنند که می‌توانند بهتر از آنها عمل کنند. متاسفانه در افغانستان سیاستمداران با دیدی که نسبت به دولت دارند، خود را پایه‌های مشروعیت دولت می‌دانند و نه مردم را. هرگاه منافع شخصی شان را در خطر می‌بینند با حکومت اعلان مقاطعه سیاسی می‌کنند و آن را به چالش می‌کشند. این طرز دید که انجامش همیشه استبداد و خود کامگی است، از بوجود آمدن دولت شهروند محور و دموکراتیک جلوگیری می کند. رئیس جمهور به جای افزودن پست‌های مصلحتی اگر از حجم سنگین بدنه دستگاه دولت با ملغی قرار دادن پست‌های چون “نماینده ویژه رئیس جمهور برای اصلاحات و حکومت داری خوب” بکاهد، این کار را می‌توان در حقیقت گام‌های نخستین حکومت‌داری خوب شمرد و از آن باید حمایت کرد.

نویسنده: مجیب‌الرحمان اتل