جایزه حکومت داری برتر

رسانه‌ها و حکومت‌داری بهتر

حق دسترسی به اطلاعات یکی از مهم ترین حقوق شهروندی و بشری هر انسان است. این حق هم در اسناد حقوق بشری و هم در قانون اساسی افغانستان ضمانت شده است. دسترسی به اطلاعات یک عنصر بنیادی برای یک حکومت دموکرات است. حق دسترسی به اطلاعات بیش از همه به معنای انتخاب آگاهانه است. ما برای بررسی نقش دسترسی به اطلاعات در شکل گیری حکومت داری خوب باید اولاً از خصوصیات حکومت داری خوب سخن بگوییم.که برای تحقق حقوق شهروندی مردم خود موثر واقع میشود و در تأمین عدالت نقش چه نقش بازی میکند. یعنی معیار اصلی ارزیابی حکومت‏داری خوب رعایت عدالت و تأمین حقوق شهروندی است.

مفهوم شهروند یک مفهوم حقوقی است و برهمه شهروندان به صورت یکسان و بدون هیچ گونه تمایزی اطلاق شود. همه شهروندان به حکم قانون از موقف و جایگاه شهروندی برابر برخوردارند و هیچ گونه تمایز و تبعیضی در آن وجود ندارد. جایگاه مساوی شهروندان از این جا ناشی می شود که مفهوم شهروندی قایم به حکم قانون است
بنابراین حقوق شهروندی نیز به صورت کاملاً مساوی و برابر میان شهروندان تعریف می شود. این حقوق عبارت از همه آن حقوقی است که در قانون اساسی کشور و قوانین دیگر پیش بینی شده است. بر اساس آن شهروندان در یک جامعه صاحب حق شهروندی شمرده می شوند. این حقوق ماهیت حقوق بشری دارد و باید شامل همه حقوقی شود که انسان به خاطر انسان بودن خود از آن ها برخوردار است.یعنی حاکمیت در اصل متعلق به شهروندان یک کشور است و حکومت ها نمی توانند به صورت استبدادی و بدون رضایت مردم برآنها حکومت کنند.
از این رو مفهوم حقوق شهروندی فقط در نظام‏های دموکراتیک وجود دارد. پس حکومت داری خوب به حکومت داری اطلاق می شود که با شیوه های دموکراتیک اعمال شود و خود را حافظ و حامی حقوق بشری و حقوق شهروندی شهروندان بشمارد و در راستای آن برنامه های موثر در دست اجرا بگذارد.

نقش شهروند به عام ترین معنا عبارت از استفاده از حق شهروندی توسط شهروندان است. قانون فقط می تواند حق شهروندان را به رسمیت بشناسد، اما برخورداری از آن بستگی به خود شهروندان دارد. چون موضوع بحث ما چون معطوف به حکومت داری خوب است باید از نقش سیاسی شهروندان، که مرتبط با موضوع حکومت داری است، بپرسیم. شهروندان چگونه می توانند از حق حاکمیت ملی برخوردار شوند و چگونه می توانند در بهبود حکومت داری نقش بازی کنند؟

مهمترین نقش شهروندان در این راستا عبارت از مشارکت سیاسی شهروندان در امور عمومی جامعه است. یعنی شهروندان باید نسبت به وضعیت عمومی و سیاسی جامعه حساس باشند و نسبت به آن احساس مسئولیت کنند. این سخن از آن رو مهم است که حکومت ها ممکن است همواره نخواهند و یا نتوانند مطابق معیارهای دموکراتیک و حقوق شهروندی عمل کنند. برای این که حکومت ها از قدرت سوء استفاده نکنند شهروندان باید نسبت به اعمال و رفتارهای آن حساس باشند.

حساسیت و مسئولیت شهروندان نیازمند آگاهی و شعور سیاسی آنان است. باید بدانند که بازی های سیاسی چه راهی و چه اهدافی را تعقیب می کنند و آن‏ها چگونه می توانند بهترین نقش را به نفع حقوق شهروندی خود بازی کنند. شهروندان ناآگاه و فاقد شعور سیاسی لازم نمی توانند نقش شهروندی خود را دقیق بازی کنند.

دریک حکومت دموکراسی نقش مردم تعیین کننده است. این عموم مردم اند که زمامداران و رهبران نظام را تعیین می کنند. از این رو در از افکار عامه به عنوان مهمترین منبع قدرت یاد می کنند، زیرا حکومت ناشی از افکار عامه است و اعمال و رفتار حکومت و زمامداران نیز با پشتوانه افکار عامه قدرت می یابد. از این رو افکار عامه هم در شکل گیری زمامداران و پارلمان نقش مستقیم دارد و هم بر نوع تصمیم گیری ها و سیاست های آن ها به طور مداوم تأثیر می گذارد. اما نوع تصمیم و عمل افکار عامه متناسب است با نوع آگاهی و شعور سیاسی و اطلاعاتی که در میان مردم پخش می شود. وقتی مردم به اطلاعات دسترسی داشته باشند می توانند تصامیم دقیق تر و متناسب تر بگیرند و نقش شهروندی خود را شایسته تر بازی کنند. جامعه نا آگاه معمولاً فاقد ابتکار عمل است زیرا نمی تواند تشخیص دهد که تصمیم و عمل زمامداران و رهبران جامعه چه پیامدهایی را ممکن است برای آن ها داشته باشد و بر چه مبنایی استوار است. آنها صرفاً با توجیهات صاحبان قدرت به مسایل نگاه می کنند. چون خود صاحب هیچگونه آگاهی مستقل نیستند نمی توانند تصمیم مستقل نیز بگیرند. صاحبان قدرت نیز معمولاً اطلاعاتی را به خورد مردم می دهند که تصامیم خود آنها را توجیه کند و منطقی و درست نشان دهد. اطلاعات می تواند مردم را نسبت به وضعیت جاری جامعه آگاه بسازد و آنها را کمک کند که برای تعیین سرنوشت شان خود وارد عمل شوند.

دولت جمهوری اسلامی افغانستان از زمان استقرار خویش، با مشکلات و دسیسه های فراوانی روبرو بوده است. اگر ادعای اینکه این دولت به بهترین وجه مسئولیت خویش را به انجام رسانده است گپی نابجا است اما نا توانی و کم کاری صد در صد این دستگاه دولتی نیز کم لطفی به شمار می رود. بازی‌های سیاسی موجود در داخل و خارج کشور مردم را نسبت به دولت انقدر بی اعتبار نموده است که جهات و کارکردهای مثبت دولت وحکومت فعلی نادیده انگاشته و چالش ها و کمبود ها را بزرگ نمایان ساخته است و علیه دولت و در جهت سست شدن اراده مردم در همکاری با دولت و سلب اعتماد از مردم استفاده شده است.

رسانه ها چون اطلاعات را بدون هیچگونه اغراض سیاسی و شخصی در اختیار مردم قرار می دهند می توانند در جهت دهی افکار عامه و کنترول سیاست و خلق شعور سیاسی در میان مردم نقش بسیار برجسته بازی کنند. البته روشن است که این نقش را تنها رسانه های آزاد و متعهد بازی می توانند. رسانه های وابسته و حتا حزبی که صرفاً منافع خاص خود شان را تعقیب می کنند از چنین نقشی بی بهره اند. آنها اطلاعات را گزینشی در اختیار مردم قرار می دهند تا بتوانند افکار عامه را مطابق میل خود و در راستای منافع خود جهت دهی کنند.

با این استدلال می توان رسانه های آزاد و متعهد را رهبری کنندگان اصلی جامعه لقب داد، زیرا آنهایند که با پخش و نشر اطلاعات افکار عمومی را جهت می دهند و به مردم قدرت بسیج اجتماعی خلق می کنند و نقش تأثیر گذار شهروندی آنها را بالا می برند. با رشد وسایل اطلاع رسانی و اطلاعاتی تر شدن عصر ما اهمیت رسانه ها به طور روز افزون بیشتر می شود.

درباره نویسنده

siteadmin

نظر دهی

برای ارسال نظر کیک کنید