تازه های ادبیات

تاثیرگذاری و تاثیرپذیری زبان عربی بر فارسی

نویسنده: نیلوفرلنگر

زبان پدیده‌ی پویا و در حال تحول است و ایستایی در زبان به مثابه زوال و انقراض آن تلقی می‌گردد. بدون تردید پروسه تحول و تکامل زبان به عوامل مختلف از جمله ارتباط زبان با سایر محیط‌های زبانی وابسته است. این ارتباط و در نتیجه آن، تاثیر پذیری متقابل زبان‌ها از یکدیگر در گستره‌ی زبان‌شناسی به وام‌گیری شهرت دارد. وام‌گیری یکی از شاخصه‌های بارز زبان است و زبان‌ها در طول زمانِ استفاده از طرف کاربران، به کمک این قاعده معروض به تحول و پیشرفت می‌شوند.

زبان عربی در شمار زبان‌های دیگر، یکی از جمله زبان‌های وام‌گیرنده و وام دهنده به زبان فارسی است که این دو، تاثیراتی زیادی در دوره‌های مختلف بر یکدیگر نهاده اند.

نخستین ریشه‌های تاثیر متقابل زبان فارسی و عربی بر یک‌دیگر را می‌توان در دوره‌های قبل از اسلام و در حدود امپراطوری هخامنشی‌ها سراغ کرد. در آن زمان امپراطوری هخامنشی‌ها از جمله تمدن‌های بزرگ جهان به حساب می‌آمد و ملت‌های دیگر علاقمندی به ایجاد روابط در ساحات مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی با این امپراطوری متمدن داشتندکه عرب‌ها نیز یکی از آن ملت‌ها بود. و در همین دروه آمد‌و‌رفت عرب‌ها به این سرزمین باعث تاثیر پذیری آن‌ها از زبان مروج در حدود این امپراطوری شد و واژه‌گان زیادی از زبان فارسی میانه وارد زبان عربی گردید که بعضی به صورت کامل و بعضی به شکل معرب (عربی شده) در این زبان جای گرفتند و در اثر کثرت استعمال برخی از آن‌ها ظاهرا به واژه‌های عربی مبدل گردیدند. به طور مثال کلماتی نظیر: “جناح، جنایی، جنایت، جنحه” از کلمه فارسی “گناه” گرفته شده است و با وارد شدن در زبان عربی به صورت معرب در آمده و گردان شده است. و همین‌طور واژه‌های مانند: “نظر” از “نگر” و واژه‌های “فن، فنان، تفنن” از واژه “پن و پند” در فارسی میانه ساخته شده اند. به‌همین گونه انبوهی از واژه‌ها را می‌توان سراغ داشت که ریشه‌ی کاملا فارسی دارند و از آن‌جایی که در نوشتار عربی به شکل معرب درآمده اند و به صورت‌های مختلف صرف شده اند مبدل به واژه‌های عربی شده و چه بسا به اشتباه ما را از بکار بردن آن‌ها در بعضی موارد پرهیز می‌کنند.

دور دوم مرحله وام‌گیری  بین زبان‌های عربی و فارسی را هنگام ظهور اسلام در این سرزمین، می‌دانند. دقیقا هم‌زمان با این که مسلمانان عرب سرزمین آریانا را تصرف کردند و برآن نام خراسان نهادند و مردم این منطقه را به اسلام فرا‌خواندند، زبان و عقاید خود را نیز یک‌جا با دین به این ملت تلقین کردند و نسبت سلطه سیاسی آنان در خراسان برای مدتی زیادی زبان فارسی در پس پرده‌های سکوت قرار گرفت و حتی در متون فرهنگی استفاده از عربی و پیچیده‌نویسی به واسطه کاربرد واژه‌گان عربی، یکی از معیار های برتری شمرده شد.

می‌توان گفت، اینجا بود که نقش انفعالی زبان فارسی در موضع وام‌گیری آغاز گردید. زیرا، درین دوره کمتر واژه‌گان فارسی به عربی داخل شد در حالی‌که ضمن ورود واژه‌ها از عربی، قاعده‌های این زبان نیز جاگزین بعضی از قاعده‌های فارسی گردید که این کار (استفاده از قاعده‌های صرفی و نحوی یک زبان بر زبان دیگر) جفای نابخشودنی در برابر یک زبان است. زیرا واژه‌گان در حال تحول اند و می‌توانند وامی باشند اما قاعده‌ها به مثابه هویت یک زبان هستند.

در یک کلام، در دوره تسلط مسلمانان عرب بر سرزمین‌های فارسی زبان، هر آنچه از عربی به خورد این زبان داده شد مورد پذیرش قرار گرفت و در چرخه‌ی زبان به راه افتاد و چه بسا در موارد زیادی ورود قاعده‌های عربی قاعده‌های فارسی را نقض کرده و یا به دست فراموشی سپرد.

واژه‌گان وارد شده از عربی بر زبان فارسی بنابر خاصیت زبان فارسی بیشترینه به شکل ثابت و اولی شان باقی مانده اند و معروض به تغییر جدی نشده اند. در حالی که بیشتر واژه‌های فارسی در عربی به صورت معرب درآمده و حتی عده‌ی از آن واژه‌گان برای کاربر عام زبان فارسی دگر قابل فهم و شناخت نیستند.

اکنون که شمار زیادی از واژه‌ها و حتی قاعده‌های عربی مانند قاعده جمع بستن به شکل مکسر، قاعده تذکیر و تانیث وغیره در زبان فارسی به وفور دیده می‌شوند برای پاک‌سازی زبان چه باید کرد؟

پاک‌سازی زبان به هیچ صورت به معنی حذف واژه های وامی نیست. بلکه واژه های وامی از هر زبانی که وارد می‌شوند در صورتی‌که تحت قواعد زبانِوام‌گیرنده واقع شوند جز همان زبان شمرده می‌شوند. اما با قاعده‌های وامی چه باید کرد؟ اساس مسئله پاک سازی تجدید نظر در مورد قاعده‌های زبان‌های بیگانه است.

در بحث زبان عربی باید توجه داشته باشیم که در واژه های وامی عربی تا جای امکان از بکار بردن قاعده‌های صرفی عربی در قسمت جمع بستن یا تشخیص جنس در نهاد جمله، خود داری کنیم و به صورت جدی از بکاربردن این قاعده‌ها با واژه های اصل فارسی بپرهیزیم. زیرا هویت یک زبان، اجزای ثابت یعنی قاعده‌های آن می‌باشد و نگه‌داشتن قاعده‌های زبان، کوچک ترین کاری است که می‌توانیم به عنوان گوینده‌گان خلف، برای زبان خود انجام دهیم.